به نام خداوند رحمان پاک

که از عشق آورد ما را ز خاک


از عين علي، عروج ما معتبر است                     وز لام علي لسان ما پر گهر است

 

آنكس كه ندارد خبر از ياي علي                    از هستي خود در اين جهان بي خبر است

یا حیدر مددی

                 

              

                      

                                   

                                              

                                                                      

                                                                            

                    

                  


                    


                  

                

  برگ در انتهای زوال می افتد!


و سیب در انتهای کمال!


بنگر که چگونه می افتی؟!


چون برگی زرد...


یا سیبی سرخ...


؟!!...


علت حرکت امام حسین

 

چون معاويه در سال 60 هجري قمري مرد. يزيد به والي مدينه دستور داد تا از امام حسين بيعت بگيرد. وقتي وليد بن عقبه، والي مدينه از امام خواست با يزيد بيعت كند، امام يك شب مهلت خواست در شب بعد امام همراه اهل بيت خود به سوي مكه روانه گرديد. گفتني است امام مسير اصلي مكه را در پيش گرفت و چون گفتند كه از بيراهه برويم نپذيرفت.

سوم شعبان سال60ه‍ ق، امام به مكه رسيدند. و چون خبر مرگ معاويه به اهل كوفه رسيد و دانستند كه امام از بيعت با يزيد امتناع فرموده، همه در خانه سليمان بن صرد خزاعي جمع شده و به امام نامه نوشتند كه به كوفه بيايد و رهبري آنان را به دست گيرد و پي در پي بسوي امام پيك روانه كردند. از جمله قيس بن مسهّر، عبدالرحمان ارحبي، عمارة بن عبدالسلولي، هاني بن هاني،‌سعيد بن عبدالله حنفي.

چون نامه ها و پيك هاي كوفيان زياده از حد گرديد. امام مسلم بن عقيل، پسر عموي خود را بعنوان نماينده به كوفه فرستاد.[1]هنگامي كه مسلم به كوفه رسيد و اجتماع مردم را ديد و همگي به او دست بيعت دادند. او به امام پيغام داد كه بسوي كوفه حركت كند. اين جريان به گوش يزيد مي رسد لذا بخاطر عملكرد ضعيف نعمان بن بشير، او را از حكومت كوفه عزل و عبيد الله بن زياد را به جاي او مي گمارد.

با آمدن عبيدالله اوضاع دگرگون مي شود او تمام ياران مسلم را با تهديد و تطميع از اطراف او پراكنده مي سازدو بالاخره او را كه تنها مانده و در خانه پيرزني مخفي گشته بود دستگير كرده از بام قصر خود به پايين انداخته و به شهادتش مي رساند.[2]

امام حسين(ع) هشتم ذي الحجه از مكه خارج مي شود تا مبادا توسط عمال يزيد در آنجا مورد حمله قرار بگيرد و در خانه خدا خوني ريخته شود. موقع حركت افرادي از جمله محمد حنفيه و ابن عباس مي خواهند مانع حركت امام به سوي كوفه شوند اما امام به هر كدام پاسخي در خور مي دهد.

چون امام به منطقة حاجر مي رسد قيس بن مسهّر را براي بررسي اوضاع به كوفه گسيل مي كنند. اما وقتي سپاه كوچك اما با عظمت امام به منطقه ثعلبيه مي رسد. عده اي خبر شهادت مسلم بن عقيل را به ايشان مي دهند.[3]

در منطقه شراف بود كه امام با سپاه حرّ بن يزيد روبرو مي شوند. امام دستور مي دهد كه افراد او و اسبهايشان را سيراب كنند. و هر دو سپاه در نماز ظهر به حضرت اقتدا مي كنند. امام به حر مي گويد اگر اهل كوفه بر عهدي كه بستند، نيستند ما بر مي گرديم، اما حرّ مي گويد من دستور دارم تا همراه سپاه تو باشم و نگذارم نزديك كوفه شوي و يا جاي ديگر بروي تا دستور ديگري برسد.[4]

امام ـ عليه السلام ـ براي اينكه بهانه اي دست آنان باقي نماند و حجت را بر آنها تمام كند مي گويد شما كوفيان نامه نوشتيد و از من دعوت كرديد بيايم اكنون اگر مي خواهيد بر مي گردم.[5]

عمر بن سعد قضيه را به اطلاع عبيدالله بن زياد مي رساند اما عبيدالله مي گويد، به آنان بگو بايد همگي با يزيد بيعت كنند و او را اميرالمؤمنين بدانند. اما امام حسين بيعت با يزيد را كه بمعناي تأييد اعمال وقيحانة او و از بين رفتن دين بود، نمي پذيرد.

روز هفتم محرم بود كه عبيدالله دستور مي دهد كه سپاه مانع استفادة امام و ياران او از رود فرات شوند لذا عمر بن سعد دسته اي را بر رود نگهبان مي گذارد تا قطره آبي به خيمه هاي آل رسول خدا نرسد.

عصر روز نهم محرم عمر بن سعد خطاب به سپاه خود مي گويد: «اي لشكر خدا بر اسبهاي خود سوار شويد و به بهشت قدم بگذاريد» و به دنبال آن طبلهاي جنگ نواخته مي شود.امام حسين ـ عليه السلام ـ برادرش عباس را مي فرستد و مي فرمايد كه جنگ را براي فردا نگه داريد تا ما امشب را به نيايش با پروردگار بپردازيم. در اين حين شمر بن ذي الجوشن مي آيد و خطاب به حضرت ابوالفضل و برادران او مي گويد: اگر بخواهيد شما را امان مي دهم تا زنده بمانيد.

اما آن حضرت جواب مي دهد خداوند تو و امان تو را لعنت كند. آيا ما در امان خواهيم بود در حاليكه پسر رسولخدا در امان نيست.[6]

در همان شب امام حسين ياران خود را جمع كرده و خطاب به آنان مي فرمايد كه اين لشكر جرّار مرا مي خواهند شما مي توانيد از تاريكي شب استفاده كنيد و جان به سلامت ببريد. اما ياران با وفايش مي گويند ما جان و مال و اهل خود را فداي تو مي كنيم.[7]

جمعه، روز دهم محرم شد امام طبق وظيفه الهي خويش سعي كردند تا شايد با خطابه اي عده اي را از خواب غفلت شيطاني بيدار كرده و سعادتمند نمايند لذا خطاب به سپاه كوفه فرمود: اي مردم در هوا و هوس شتاب نكنيد، شما مرا مي شناسيد كه فرزند دختر رسولخدا و علي بن ابيطالب هستم. به چه جرمي ريختن خون مرا روا مي دانيد. اي عمر بن سعد تو مرا مي كشي تا به حكومت ري برسي اما هيچوقت به آرزويت نخواهي رسيد.[8]

حرّ بن يزيد رياحي به خود آمد و نادم و پشيمان به جمع ياران امام پيوست و خود را از عذاب ابدي خداوند نجات داد.

طولي نكشيد كه فرمان جنگ توسط عمر بن سعد صادر شد و بين دو سپاه جنگ در گرفت، سپس جنگ تن به تن شروع گشت. چون ظهر شد، امام از دشمن خواست كه جنگ را متوقف كنند تا به نماز باستند اما دشمن نامرد، در بين نماز بسوي آنان تير اندازي كردند و دو نفر را كه به حفاظت امام ايستاده بودند به شهادت رساندند. ابتدا اصحاب به مصاف دشمن رفته و همه شهيد شدند. سپس اولين نفر از بني هاشم و فرزندان امام حسين كه به ميدان جنگ رفت حضرت علي اكبر بوده است. ديگر شهداي بني هاشم عبارتند از: دو پسر حضرت زينب، سه برادر حضرت ابوالفضل، سه پسر امام حسن ـ عليه السلام ـ و علي اصغر و در نهايت برادر امام حسين(ع)، حضرت ابوالفضل كه پرچمدار لشكر بود و براي آوردن آب به خيمه ها به سوي رود فرات حمله برده بود. مجموع شهداي بني هاشم 17 نفر بوده است.

وقتي تمامي اصحاب و بني هاشم به شهادت رسيدند امام ـ عليه السلام ـ خود به تنهايي به قلب لشكر دشمن هجوم بردند عمر بن سعد چون ديد با جنگ تن به تن نمي توانند آسيبي به فرزند علي برسانند، دستور مي دهد دسته جمعي حمله كنند و در نهايت آن حضرت را به شهادت مي رسانند و شمر خبيث براي اينكه جايزه اي بزرگ نصيبش شود سر مباركش را از تن جدا مي كند.

با شهادت امام، عمر سعد ملعون دستور حمله به خيمه ها و آتش زدن آنها را مي دهد و هر چه در خيمه ها بود حتي زيور آلات كودكان و زنان را با تمام شقاوت مي ربايند. بدين ترتيب فجيع ترين روز تاريخ بشري به پايان مي رسد و اهل بيت رسول خدا بدون هيچ سايبان و پوششي بر روي شتران بدون زين و جهاز تا كوفه و از آنجا تا دمشق به اسارت برده مي شوند.



[1] . محدث قمي، سفينة البحار، تهران، فراهاني، بيتا، ج2، ص467.

[2] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1403ه‍ ق، ج44، ص340.

[3] . مجلسي، پيشين،

[4] . ابن اثير، الكامل، بيروت، داراحياء التراث، 1408، ج2، ص562.

[5] . هاشمي، علي بن حسين، الحسين في طريقه الي الشهادة، قم، شريف رضي، 1413، ص94.

[6] . ابن اثير، پيشين، ج2، ص558.

[7] . هاشمي، علي بن حسين، پيشين، ج3، ص175.

[8] . تقوي، ابوالفضل، تمدن اسلام و ايران، قزوين، بحرالعلوم، چاپ اول، 1375، ص56.

Translations of the verses 31 to 40 of Surah Baqarah

وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۳۱﴾
 
He taught Adam (father of humans) the names all of them and then presented them to the angels, saying: 'Tell Me the names of these, if you are truthful. ' (31)
 
 
قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿۳۲﴾
 
'Exaltations to You, ' they replied, 'we have no knowledge except that which You have taught us. You are indeed the Knowing, the Wise. ' (32)
 
 
قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ﴿۳۳﴾
 
Then He said to Adam: 'Tell them their names. ' And when Adam had named them, He said: 'Did I not tell you that I know the unseen of the heavens and earth, and all that you reveal and all that you hide! ' (33)
 
 
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿۳۴﴾
 
And when We said to the angels: 'Prostrate (to Me) yourselves towards Adam, ' they all prostrated themselves except iblis (satan, father of the jinn), who, in his pride refused and became an unbeliever. (34)
 
 
وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿۳۵﴾
 
To Adam We said: 'Dwell with your wife in Paradise and both eat of it as much as you wish and wherever you will. But neither of you should come close to this tree or else you shall both become transgressors. ' (35)
 
 
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿۳۶﴾
 
But satan made them slip therefrom and caused them to depart from that in which they had been. 'Go down, ' We said, 'be enemies to each other. The earth will provide your dwelling place an enjoyment for a while. ' (36)
 
 
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿۳۷﴾
 
Then Adam received Words from his Lord, and his Lord relented towards him. He is the Receiver of Repentance, the Merciful. (37)
 
 
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴿۳۸﴾
 
'Go down, all together, ' We said, 'so if a guidance shall come to you from Me, whosoever follows My guidance no fear shall be on them, neither shall they be saddened. (38)
 
 
وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۳۹﴾
 
But those who disbelieve and belie Our verses shall be the companions of the Fire, and there they shall live for ever. ' (39)
 
 
يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ﴿۴۰﴾
 
'Children of Israel, remember My favor I have bestowed upon you. Fulfill My covenant, and I will fulfill your covenant with you. Me, you must fear. (40)

Translations of the verses 21 to 30 of Surah Baqarah

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿۲۱﴾
 
O people, worship your Lord who has created you and those who have gone before you, so that you will be cautious. (21)
 
 
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۲۲﴾
 
Who has made the earth a bed for you and the sky a dome, and has sent down water from the sky to bring forth fruits for your provision. Do not knowingly set up rivals to Allah. (22)
 
 
وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۲۳﴾
 
If you are in doubt of what We have sent down to Our worshiper (Prophet Muhammad), produce a chapter comparable to it. Call upon your helpers, other than Allah, to assist you, if you are true. (23)
 
 
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿۲۴﴾
 
But if you fail, as you are sure to fail, then guard yourselves against the Fire whose fuel is people and stones, prepared for the unbelievers. (24)
 
 
وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۲۵﴾
 
Bear glad tidings to those who believe and do good works. They shall live in Gardens underneath which rivers flow. Whenever they are given fruit as provision they will say: 'This is what we were given before, ' for they shall be given in resemblance. Therein they shall have pure spouses, and shall live there for ever. (25)
 
 
إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ ﴿۲۶﴾
 
Allah is not shy to strike a parable whatsoever a gnat or larger. Those who believe know that it is the truth from their Lord. As for those who disbelieve they ask: 'What could Allah mean by this parable? By it, Allah misleads many and guides many. ' But He misleads none except the evildoers, (26)
 
 
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۲۷﴾
 
who break the covenant of Allah after accepting it and sever what Allah has bidden to be joined and corrupt in the land. These are the losers. (27)
 
 
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۲۸﴾
 
How can you disbelieve Allah? Did He not give you life when you were dead, and He will cause you to die and then restore you to life. Then you will return to Him. (28)
 
 
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۲۹﴾
 
He created for you all that is in the earth, then, He willed to the heaven, and leveled them seven heavens. He has knowledge of all things. (29)
 
 
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۳۰﴾
 
When your Lord said to the angels: 'I am placing on the earth a caliph, ' they replied: 'Will You put there who corrupts and sheds blood, when we exalt Your praises and sanctify You? ' He said: 'I know what you do not know. ' (30)

Translations of the verses 11 to 20 of Surah Baqarah

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾
 
When it is said to them, 'Do not corrupt in the land, ' they reply, 'We are only reformers. ' (11)
 
 
أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾
 
But it is they who are the evildoers, though they do not sense it. (12)
 
 
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۱۳﴾
 
When it is said to them: 'Believe as (other) people believe, ' they reply, 'Are we to believe as fools believe? ' It is they who are the fools, if only they knew! (13)
 
 
وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ﴿۱۴﴾
 
When they meet those who believe, they say, 'We, too believe. ' But when they are alone with their devils, they say to them: 'We follow none but you, we were only mocking (14)
 
 
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ﴿۱۵﴾
 
Allah will mock at them and prolong them in sin, blundering blindly. (15)
 
 
أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ ﴿۱۶﴾
 
Such are those who barter away guidance for error, their trade did not profit (them), nor are they guided. (16)
 
 
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ ﴿۱۷﴾
 
Their example is like one who kindled a fire, and when it lit all around him, Allah took away their light and left them in darkness. They could not see. (17)
 
 
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿۱۸﴾
 
Deaf, dumb, and blind, they shall never return. (18)
 
 
أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ ﴿۱۹﴾
 
Or, like (those who, under) a cloudburst from the sky with darkness, thunder and lightning, they thrust their fingers in their ears at the sound of every thunderclap for fear of death, and Allah encompasses the unbelievers. (19)
 
 
يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲۰﴾
 
The lightning almost snatches away their sight, whenever it flashes upon them they walk on, but as soon as it darkens they stand still. Indeed, if Allah willed, He could take away their sight and hearing. Allah has power over all things. (20)

Translations of the verses 1 to 10 of Surah Baqarah

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
 
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful
 
 
الم ﴿۱﴾
 
AlifLaamMeem. (1)
 
 
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾
 
That is the (Holy) Book, where there is no doubt. It is a guidance for the cautious (of evil and Hell). (2)
 
 
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ﴿۳﴾
 
Who believe in the unseen and establish the (daily) prayer; who spend out of what We have provided them. (3)
 
 
وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾
 
Who believe in that which has been sent down to you (Prophet Muhammad) and what has been sent down before you (to Prophets Jesus and Moses) and firmly believe in the Everlasting Life. (4)
 
 
أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴿۵﴾
 
These are guided by their Lord; these surely are the prosperous. (5)
 
 
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۶﴾
 
Those who disbelieve, whether you forewarn them or not, they will not believe. (6)
 
 
خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۷﴾
 
Allah has set a seal upon their hearts and ears; their sight is dimmed and for them is a great punishment. (7)
 
 
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ﴿۸﴾
 
There are some people who say: 'We believe in Allah and the Last Day, ' yet they are not believers. (8)
 
 
يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾
 
They seek to deceive Allah and those who believe, but they deceive none except themselves, though they do not sense it. (9)
 
 
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾
 
There is a sickness in their hearts which Allah has increased. For them there is a painful punishment because they lie. (10)

Translations of the verses 1 to 7 Fatiha

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۱﴾
 
In the Name of Allah, the Merciful, the Most Merciful (1)
 
 
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾
 
Praise be to Allah, Lord of the Worlds, (2)
 
 
الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾
 
the Merciful, the Most Merciful, (3)
 
 
مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾
 
Owner of the Day of Recompense. (4)
 
 
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾
 
You (alone) we worship; and You (alone) we rely for help. (5)
 
 
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۶﴾
 
Guide us to the Straight Path, (6)
 
 
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ﴿۷﴾
 
the Path of those upon whom You have favored, not those upon whom is the anger, nor the astray. (Amen please answer) (7)

علی از زبان علی (قسمت اول)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

بخش اول :

امیرالمومنان علی علیه السلام فرزند ابوطالب و جد او عبدالمطلب پسر هاشم است . نام عبدالمطلب عامر بود و شیبة الحمد شهرت داشت . گویند چون زاده شد موهایی سپید بر سر او رسته بود، پس او را شیبه لقب دادند . و چون مطلب عموی او پس از مرگ هاشم به مدینه رفت و شیبه را با خود به مکه آورد ، از او پرسیدند :" این کوک کیست ؟ " گفت : " بنده من است . " و گفته اند مردم چنان پنداشتند که مطلب در این سفر بنده ای با خود آورده است . از این رو عامر به عبد المطلب مشهور گردید . عبدالمطلب فرزند هاشم است و هاشم پسر عبد مناف . خاندان هاشم شاخه ای از عبد مناف اند و ششاخه دیگر آن بنی عبد شمس نیای امویان است . و هر دو خاندان از قریش اند . خاندان هاشمی در قریش به بزرگواری و گشاده دستی شناخته بودند ، هر چند مکنتی چون خاندان عبد شمس نداشتند .

مادرش فاطمه ، دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف است . فاطمه چندی تربیت رسول خدا را عهده دار بود و برای او چون مادر می نمود . او از جمله مسلمانان صدر اول است که به مدینه هجرت کرد . رسول خدا پیوسته او را گرامی می داشت و چون در

ذشت او را در پیراهن خود کفن کرد . (ارشاد ج1، ص 2)

کنیه مشهور او ابوالحسن و لقب هایش فراوان است . از آن لقب ها آنچه درمیان ایرانیان شهرت دارد اسدالله و حیدر است .

لقب اسدالله را رسول خدا (ص ) بدو داد (ذخائر العقبی ، محب الدین طبری ص 92 و بعضی کتابهای دیگر) و مادرش مادرش وی را حیدر خواند و حیدر در لغت عرب به معنی شیر ، است .

ولادت او را روز جمعه سیزدهم رجب ، یا بیست و سوم آن ماه و بعضی نیمه شعبان نوشته اند . چه سالی ؟ سی سال یا بیست و نه سال پس از عام الفیل . عام الفیل چه سالی بوده است ؟سالی که أبرهه سرار حبشی با پیلهای خود برای ویران کردن مکه آمد . اما آن چه سالی بود ؟ در آن روزگار ضبط دقیق روز و ماه و حتی سال را نمی توانستند ، چرا که بیشترین مردم خواندن و نوشتن نمی دانستند و حادثه ها در ذهن این و آن بود نه در صفحه کاغذ . و چون حادثه ای بزرگ پدید می آمد آن را مبدأ تاریخ قرار می دادند . آمدن پیلان به مکه و کشته شدن آنها به سنگ ریزه هایی که پرندگان می افکندند ، واقعه ای بزرگ بود ، بدین رو تاریخ را با آن سال واقعه در حافظه نگاه داشتند .

چون رسول خدا در عام الفیل به آمده است و سن او هنگام رحلت 63 سال بود ، ولادت او را بین 569 تا 570 میلادی ضبط کرده اند . و چون ولادت علی علیه السلام را در سی سالگی رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشته اند بایستی علی علیه السلام در 599 یا 600 میلادی تولد یافته باشد .

عالمان شیعه عموما و گروهی از دانشمندان سنت و جماعت نوشته اند علی علیه السلام در خانه کعبه به دنیا آمد . اما بعضی از سنیان یا این مکرمت را برای او ننوشته اند و یا آن ر نپذیرفته اند و مسعودی نویسد : " در کعبه زاده شد ."(مروج الذهب ، ج2، ص 2) مفید نوشته است :" پیش از او و بعد از او کسی در خانه کعبه به دنیا نیامد. " (ارشاد ، ج1 ، ص2)

مولف سیرة الحلیبه نوشته است : " علی علیه السلام در سن سی سالگی رسول خدا صلی الله در کعبه متولد شد ."(السیرة الحلبیه ، ج1، ص139) . در دیوان سید حمیری که با تحقیق شاکر هادی شکر در بیروت چاپ شده قطعه ای دیده می شود که مطلع آن این است :

وَلَدَتهُ فی حَرَمِ الإلَهِ وَ أمنِهِ                     و البیت حیث فناؤه والمسجد (دیوان ، ص 155)

مصحح دیوان این قطعه را از مناقب ابن آشوب و دلائل صدوق آورده است .در مناقب این بیت ها و نیز بیت های دیگری در این باره از محمد بن منصور سرخسی آمده است . (مناقب، ج2،ص 174-175). پس شهرت واقعه در آغاز سده چهارم مسلم بوده است و اگر بیت ها از سید حمیری باشد این داستان در آغاز سده دوم هجری نیز شهرت داشته است . در اثبات این فضیلت کتابهایی نوشته اند که از متاخران مرحوم شیخ محمد علی اردوبادی را می توان نام برد که نگارنده را با او دوستی بود . 

تکامل نور در قرآن کریم

این حقیقت که انبساط کیهانی باعث افزایش طول موج تابش در جهان می شود نتیجه بسیار مهمی در پی دارد.هر طول موج تکی در جهان کنونی دارای طول موج بسیار کوتاه تر و در نتیجه انرژی بسیار بالاتری در گذشته بوده است.هرچه به مهبانگ نزدیک تر می شویم انرژی همه فتون های عالم بطور قراردادی بزرگتر می شود که این دقیقا منبع گرمای اولیه بوده است.برعکس با انبساط جهان انرژی فتون ها کاهش می یابد اما توزیع آنها به شکلی است که تعادل گرمایی حفظ می شود.

همانگونه که در بالا اشاره شد نور تولید شده در ابتدای کیهان و بعد از انفجار بزرگ به شکل کنونی نبود و بینهایت داغ بود ولی بعد از گذشت زمانی رو به سردی گذاشت.

از زمان انفجار بزرگ اشعه گاما و ایکس پر انرژی ترین اشعه های کیهانی بوده اند.همچنین اشعه گاما با چشم قابل مشاهده نیست.زمانی که تابش گاما تمام می‌شود انفجار نور مرئی اوپتیکالی را تولید می‌کند و این نور به سرعت ناپدید می‌شود.در نتیجه نور مرئی و فروسرخ بعد از نور گاما و ایکس که پرانرژی تر بوده اند پدید آمدند.نور فروسرخ دو میلیارد سال بعد از انفجار بزرگ پدید آمدنکته دیگر این است که ستاره های اولیه 30 تا 300 برابر خورشید بودند و پرتو های پرانرژی گاما و اشعه ایکس را زمانی که جهان یک میلیارد سال داشت تولید می کردند .در زمانی که بین 380 تا 400 میلیون سال بعد از بیگ بنگ در جهان می گذشت جهان بسیار گرم و در نتیجه بسیار درخشان بود ولی بعد از این مدت رو به سردی رفت و کمی خاموش تر شد.

در سوره الصف آیه ۸ نوشته شده :

 آنها می‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولی خدا نور خود را کامل می‏کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!

 هرچند ممکن است از این آیه برداشت سطحی نیز بشود ولی در این آیه خداوند هم به خاموش شدن نور و در ادامه آن به فرآیند تکامل نور اشاره می کنند.

در سوره التحریم آیه ۸ نیز به موضوع تکامل نور اشاره شده است :

اى مؤمنان به درگاه خداوند توبه‏اى خالصانه کنید، چه بسا پروردگارتان گناهانتان را از شما بزداید و شما را به بوستانهایى که جویباران از فرودست آن جارى است، در آورد [در] روزى که خداوند پیامبر و ایمان آوردگان همراه او را فرو نگذارد، نورشان در پیشاپیش و سمت راستشان مى‏شتابد، گویند پروردگارا نور ما را براى ما به کمال برسان، و ما را بیامرز، که تو بر هر کارى توانایى .

اشاره قرآن به آفرینش جهان از هیچ

از سالها قبل تا قرن اخیر بشر و علم ستاره شناسی براین گمان بود که جهان هستی ازلی بوده است و از اول وجود داشته است.در قرن اخیر ادوین هابل مشاهده کرد که کهکشان ها با سرعت بسیاری از هم در حال فاصله گرفتن هستند در نتیجه دانشمندان این موضوع را کشف کردند که اگر کهکشان ها در حال فاصله گرفتن از هم هستند جهان هستی در حال انبساط است در نتیجه اگر در زمان به عقب برگردیم جهان هستی از یک نقطه آغاز شده است و دارای یک نقطه آغازین است.

بعدها نیز با کشف موج زمینه کیهانی و امواج الکترومغناطیسی بیگ بنگ امروز موضوع انفجار بزرگ به یک فکت علمی تبدیل شده است.

همچنین این نظریه امروزه مورد مقبولیت دانشمندان است که جهان از هیچ آغاز شده است و در مورد این هیچ نیز اختلافات فروانی وجود دارد و برخی از دانشمندان معتقد هستند که این هیچ غنی از ماده است و یک هیچ کاذب یا خلا کاذب است همچنین یک فرضیه نیز وجود دارد که مقداری از تکینگ ها از یک جهان مرده قبل به جهان ما منتقل شده است که این نظریه اثبات نشده است و اکثر دانشمندان اتفاق نظر دارند که جهان از هیچ به وجود آمده است.

در کتاب گیتی از هیچ که به تازگی ترجمه فارسی آن منتشر شده است و نویسنده آن سعی در القای این مطلب دارد که هیچ یک هیچ کاذب است نوشته شده :

از یک جنبه این یافته پشتیبان مستحکمی برای این دیدگاه فراهم کرده که گیتی ما دقیقا از هیچ سربرآورده است .

 

در حالی که تا قرن اخیر تصور می شد جهان ازلی بوده است قرآن کریم در 1400 سال قبل به این موضوع که جهان از هیچ سربرآورده است اشاره کرده است در سوره طور آیه 35 و 36 نوشته شده است :

أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿۳۵﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا یُوقِنُونَ ﴿۳۶﴾

آیا از هیچ خلق شده ‏اند یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند ﴿۳۵﴾آیا آنها آسمانها و زمین را آفریده‏اند؟ بلکه آنها طالب یقین نیستند! ﴿۳۶﴾

 

چرا در قرآن نوشته شده جهان هستی در شش روز به وجود امده است؟

کی از شبهاتی که به قرآن وارد می شود این است که چرا در قرآن نوشته شده است که آفرینش در شش روز انجام شده است مثلا در سوره الاعراف آیه 54 نوشته شده است:

إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿۵۴﴾

همانا پروردگار شما کسى است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس [ملکوتش کامل شد و] بر عرش استیلاء یافت، شب را به روز [و روز را به شب‏] -که آن را شتابان مى‏جویدمى‏پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را [آفرید] که رام شده فرمان اویند، بدانید که خلق و امر او راست، بزرگا خداوندا که پروردگار جهانیان است‏.

نکته اول سوره اعراف سوره هفتم قرآن است و اگر آن را با شش جمع ببندیم رقم سیزده به دست می آید که عمر کائنات ما تقریبا 13 میلیارد سال است.

نکته دوم کلمه ایام در عربی تنها به معنی روزها نیست و دوره نیز معنی می دهد.که فیزیکدانان طبقه بندی های متنوعی برای می نمایند ولی در بیشتر کاتالوگ هایی که آفرینش کائنات در ان طبقه بندی می شود در شش مرحله طبقه بندی می شود که در زیر نمونه هایی از آنها را مشاهده می نمایید:

منبع

منبع

در مرحله اول (Inflation)یا تورم :جهان بعد از تولدش یک مرحله تورمی سریع را گذرانده است این دوره  10−36 ثانیه به طول کشیده است

در مرحله دوم پلاسمای کوارک گلوئون یا سوپ کوارکی ه در اولین میکروثانیه‌های پس از مهبانگ وجود دما و چگالی بسیار زیاد گشته است و کوارک ها آزاد شده اند.

در مرحله سوم در اولین ثانیه بعد از انفجار هیدروژن و هیلیوم تشکیل شدند این مرحله تا ثانیه صدم بعد از انفجار بزرگ ادامه داشت.

در مرحله چهارم تا 300.000 سال، پروتون ها و هسته اتم ها در فضا سرگردان بودند و الکترون ها با  پروتون ها و هسته اتم ها ادغام شدند.در ازن زمان درجه حرارت جهان کاهش یافت.

در مرحله پنجم تا یک میلیارد سال کهکشان های اولیه تشکیل شدند که با کهکشان های امروزی تفاوت داشتند.

در مرحله ششم کهکشان های امروزی که حاصل میلیاردها سال تغیر و تکامل کهکشان های اولیه هستند پدید آمدند.

اشاره قرآن به تکینگ های جهان های دیگر در بیگ بنگ و بیگ کرانچ

بیل برایسن در کتاب بسیار پر ارزش تاریخچه تقریبا همه چیز نوشته است:
در یک فرضیه گفته می شود احتمالا تکینگی که باقیمانده از یک کائنات متلاشی شده پیشین بوده است-بدین معنی که که ما فقط یکی از کائنات های موجود در چرخه ابدی کائنات های ایجاد شونده و گسترش یابنده هستیم مانند کیسه هوایی روی یک دستگاه اکسیژن برخی دیگر انفجار بزرگ را به چیزی به اسم خلا کاذب یا یک میدان عددی یا انرژی خلا نسبت می دهند کیفیت یا چیزی که باعث بوجود آمدن مقدار ناپایداری در آن هیچی شده وجود دارد اینکه بتوان چیزی را از هیچ بدست آورد غیر ممکن است.

این فرضیه مطرح شده در کتاب بیل برایسن جزو قابل استناد ترین فرضیه ها در مورد بیگ بنگ یا انفجار بزرگ است که در این مورد دو فرضیه وجود دارد اولی این است که کل جهان ما از هیچ به وجود آمده است و دومی که دانشمندان بیشتر به آن استناد می کنند این است که مقداری از تکینگ ها از یک جهان قبلی که قبلا نابود شده و در آینده نیز بعد از انقباض بزرگ تحت عنوان بیگ کرانچ سرنوشت نهایی جهان ما و سایر جهانها خواهد بود قبلا اتفاق افتاده و داده های یک جهان قبل از طریق یک خلا کوانتمی وارد جهان ما شده و جهان ما را تشکیل داده است.و دانشمندان معتقد هستند که این چرخه و انفجار های بزرگ پیاپی و تولد یک جهان از دل جهان دیگر همیشه در کائنات در حال تکرار است و در همین لحظه نیز در مکان های دیگری از کائنات های دیگر بیگ بنگ های دیگری در حال رخ دادن است و درنهایت بعد از نابودی جهان ما تکینگ های جهان ما یک جهان دیگر را تشکیل خواهند داد.

در سوره ابراهیم آیه 48 خداوند اشاره کرده است:

یَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَیْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ﴿۴۸﴾

در آن روز که این زمین به زمین دیگر و آسمانها (به آسمانهای دیگر) تبدیل می‏شوند، و آنها در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر می‏گردند.

در این آیه خداوند دقیقا به اتفاقی که قبلا از تکینگ های یک جهان دیگر جهان ما به وجود آمده است و اتفاقی که قرار است در آینده اتفاق بیفتند و از تکینگ های جهان ما بعد از بیگ کرانچ یا انقباض بزرگ یک جهان دیگر به وجود آید و کره زمین و کهکشان ها تبدیل به کرات و کهکشان های دیگری شود را مورد اشاره قرار داده است و این آیه با هیچ کدام از مبانی کیهان شناسی در تناقض نیست.

 

خلا کوانتومی در قرآن

برخی از فیزیکدانان معتقد هستند که مقداری از تکینگ های جهان ما در هنگام انفجار بزرگ به وسیله یک خلاکوانتمی یا کرمچاله یا پل کوانتمی از یک جهان دیگر به این جهان انتفال یافته است.به این صورت که یک دروازه به وسیله این خلا کوانتمی از یک جهان دیگر به جهان ما باز شده و در هنگام انفجار بزرگ مقداری از مواد آن جهان بصورت انرژی به جهان ما انتقال یافته است و جهان ما را از جمله ستارگان را تشکیل داده است.و بعد از ورود این مواد به جهان جهان ما با سرعت قابل ملاحضه ای گسترش و انبساط یافته است.

برای مطالعه بیشتر در این مورد می توانید به این لینک  مراجه فرمایید.

در آیات اول و دوم سوره الإنفطار نوشته شده است:

إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ ﴿۱﴾وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انتَثَرَتْ ﴿۲﴾

 آنگاه که آسمان زهم بشکافد(در بعضی از ترجمه ها گسسته شود)﴿۱﴾و آنگاه که اختران پراکنده شوند ﴿۲﴾

بر طبق تعدادی از نظریات فیزیکدانان هنگامی که عمر جهان به پایان برسد بعد از بیگ کرانچ یک انفجار بزرگ دیگر رخ می دهد و همانطوری که این آیه به انتهای جهان اشاره دارد دقیقا به ابتدای جهان نیز اشاره دارد که جهان ما از تکینگ یک جهان مرده دیگر پدید آمده است و بعد از شکافته شدن آسمان یعنی ایجاد خلا کوانتمی که باعث شکافته شدن فضا و زمان شد تکینگ های آن ستاره ها را پدید آوردند و ستاره ها نیز بعد از ایجاد شدن انبساط یافته اند که انبساط جهان یک اصل تایید شده در نجوم و فیزیک است که توسط ادوین هابل ستاره شناس آمریکایی کشف شد و قرآن دقیقا مرحله ایجاد خلا کوانتمی و بیگ بنگ را توصیف کرده است.

مراحل انفجار بزرگ در سوره فجر

 

 

 

همانطور که می دانید انفجار بزرگ و آفرینش کائنات در چندین مرحله شکل گرفته است  ،که در جاهای مختلف قرآن اشاراتی شده است ولی در سوره الفجر تمامی مراحل اصلی انفجار بزرگ و آفرنش کائنات به ترتیب آورده شده است که در این پست به بررسی تطبیقی مراحل انفجار بزرگ و آفرینش کائنات با آیات سوره الفجر می پردازیم.

در مرحله اول آفرینش کائنات یک انفجار بزرگ با میلیاردها درجه رخ می دهد،و در این هنگام فضا و زمان و جهان هستی پدید می آید.

در آیه اول سوره الفجر نوشته شده است که :

وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾سوگند به سپیده‏ دم 

فجر به جز سپیده دم دارای معانی دیگری نیز می باشد از جمله آغاز و انفجار . به عبارتی میتوان به این شکل معنا کرد : سوگند به انفجار . 

در مرحله دوم بعد از فروکش کردن انفجار ، جهان به تاریکی مطلق فرو می رود و در نمودار عمر جهان که در شکل زیر درج شده است از آن بعنوان Dark Ages یا عصر تاریکی یاد شده است ، دانشمندان تاکنون نوری از این مرحله مشاهده نکرده اند ، و اولین نور جهان هستی سیصد میلیون سال بعد از انفجار بزرگ به علت اتصال فوتون ها پدید می آید. 

 

در آیه دوم نوشته شده است :وَلَیَالٍ عَشْرٍ ﴿۲﴾و به شبهاى دهگانه 

منظور از شب نیز می تواند به تاریکی اشاره داشته باشد,زیرا مشخصه اصلی شب تاریکی است و قرآن کریم در آیات مختلفی سخن را به تمثیل و سربسته بیان می کند. 

در مرحله سوم فتون ها تشکیل می شوند که تشکیل فوتون ها ناشی از فرآیند اتصال جفت الکترون ها و پروتون ها است و همانطور که اشاره شد سیصد میلیون سال بعد از انفجار بزرگ اولین نور جهان هستی بعلت تشکیل فوتون ها به وجود می آید. 

در آیه سوم از این سوره نوشته شده است :

وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ﴿۳﴾ به زوج و فرد. 

در مرحله چهارم نیز مرحله تاریکی جهان سپری می شود و نور و به دنباله آن ستارگان و سیارت پدید می آید.و جهان هستی بیشتر از پیش روشن تر می شود.

در آیه چهارم نیز اشاره شده است:

وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ﴿۴﴾و به شب وقتى سپرى شود 

که به سپری شدن مرحله تاریک جهان و تشکیل شدن نور اشاره دارد.

اثبات وجود خدا و انفجار بزرگ در هستی

در 13.8 میلیارد سال قبل انفجاری تحت نام انفجار بزرگ یا بیگ بنگ رخ داد که در آن جهان ما متولد شد.در ابتدا دمای انفجار به یک حد بسیار بزرگی رسید که قابل تصور نبود و بعدا جهان رو به سردی گذاشت و کهکشانها و ستاره های امروزی متولد شدند.برای مطالعه بیشتر در مورد مهبانگ می توانید به این لینک و این لینک مراجعه بفرمایید.380 هزار سال بعد از انفجار بزرگ اولین نور به وجود آمد خداوند در آیه اول سوره نور به وجود آمدن تاریکی بعد از روشنایی اشاره می کند:

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِرَبِّهِم یَعْدِلُونَ ﴿ نور۱﴾

سپاس خداوندى را که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکى و روشنایى را پدید آورد، آنگاه کافران براى پروردگارشان شریک قائل مى‏شوند﴿ نور۱﴾

بعد از آن مرحله نیز آسمان بصورت گرد گاز و غبار بود و ستاره ها از به هم پیوستن گرد و غبار به وجود آمدند.[منبع این سخن]

در سوره فصلت آیه ۱۱ نیز نوشته شده است:

ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ ﴿۱۱﴾سپس به آسمان پرداخت که به صورت دودى [/بخارى‏] بود، به آن و به زمین فرمود خواه یا ناخواه رام شوید، [به زبان حال‏] گفتند البته رام و تسلیم هستیم‏.

http://miraclesofthequran.persiangig.com/Phys/n11b-lmc.jpgروز دوشنبه سایت خبری گاردین اعلام کرد که موفق شده است امواج گرانشی انفجار بزرگ را که در نظریه نسبیت انشتن پیش بینی شده بود مشاهده نماید.و افرادی که موفق به این کار شده اند به طور یقین موفق به دریافت جایزه نوبل فیزیک خواهند شد با این کشف نظریه انفجار بزرگ که قبلا بصورت یک تئوری بود بصورت یک فکت علمی در آورد و هیچ شکی نماند که کائنات 13.8 میلیارد سال قبل از هیچ آفریده شده است.

در ابتدا تاریکی بود و بعد بنگ،از تولد تا پایان،زمان و ماده و فضا گسترش یافت حالا فراتر از حد تصور ما، فراتر از محدودیت های وجود ما ،در جایی که ما کیهان صدایش می زنیم.
 http://miraclesofthequran.persiangig.com/Phys/big-bang1.jpg

هیچ چیز نمی تواند هیچ چیز را بی آفریند!قبل از اینکه کائنات شروع شود چیزی باید وجود داشته باشد! آن انرژی هست انرژی ابدی است اولین قاتون ترمودینامیک به این موضوع اشاره می کند. انرژی نمی تواند درست شود یا نابود شود نه شروعی داشته باشد نه پایانی این تعریف ترمودینامیک است. همچنین شما نمی توانید ادعا کنید که این انرژی همیشه در کائنات وجود داشته است چن علم می گوید کائنات همیشه وجود نداشته است! قبل از اینکه کائنات شروع شده باشد منبع انرژی تامین شده بود به گونه ای که هیچ کس نمی تواند تصور آن را بکند. با توجه به این که انتقال انرژی به ترلیون ها ستاره و بیلیون ها کهکشان از یک منبع انرژی خارج از کهکهشان وجود دارد که انتقال یا تبدیل آن انرژی به کائنات را انجام داده است این به این معناست که خالق این انرژی بزرگ: خداست.

سوالی که به ذهن یک انسان خرد مند در مورد انفجار بزرگ می رسد این است که انرژی مورد نیاز برای انفجار بزرگ از کجا تأمین شده است ؟ چگونه ممکن است بدون حضوری خالقی هوشمند از هیچ ماده و انرژی و زمان پدید بیایید؟

خداوند در آیه 35 سوره طور نیز این سوال را مطرح می نماید : 

 أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ

آیا از هیچ خلق شده‏اند؟ یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند؟

یا در مورد منبع انرژی تامین شده خداوند در سوره الذاریات آیه 47 اشاره کرده است:

وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿۴۷﴾ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آنرا وسعت می‏بخشیم!

خداوند در قسمت این آیه به قدرت اشاره کرده است و در قسمت دوم به مساله گسترش کائنات اشاره کرده است که یکی از اصول مهم کیهان شناسی است و که توسط ادوین هابل با مطاله موج زمینه تابشی به جا مانده از انفجار بزرگ کشف شده است.ادوین هابل مشاهده کرد که جهان هستی با سرعت بسیار بالایی در حال گسترش است و دانشمندان به این نتیجه رسیدند که اگر در طول زمان به عقب باز گردیم جهان هستی در نهایت در زمان انفجار بزرگ در یک نقطه جمع خواهد شد!

 http://miraclesofthequran.persiangig.com/Phys/The-Big-Bang.jpg

در سوره انبیا آیات 30 و 104 خداوند به این موضوع اشاره کرده است:

أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ ﴿۳۰﴾

آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم ؟، و هر چیز زنده‏ای را از آب قرار دادیم، آیا ایمان نمی‏آورند! 

یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ ﴿۱۰۴﴾روزى که آسمان را همچون در پیچیدن صفحه نامه‏ها در مى‏پیچیم همان گونه که بار نخست آفرینش را آغاز کردیم دوباره آن را بازمى‏گردانیم وعده‏اى است بر عهده ما که ما انجام‏دهنده آنیم

ایراداتی که توسط خداناباوران به این موضوع گرفته می شود وجود خلا کاذب است که قوانین فیزیکی در آن پایه ریزی شده یا انتقال تکینگ ها از یک کائنات دیگر به کائنات ما جهان به وجود آمده است.

بیل برایسن در کتاب بسیار پر ارزش تاریخچه تقریبا همه چیز نوشته است:
در یک فرضیه گفته می شود احتمالا تکینگی که باقیمانده از یک کائنات متلاشی شده پیشین بوده است-بدین معنی که که ما فقط یکی از کائنات های موجود در چرخه ابدی کائنات های ایجاد شونده و گسترش یابنده هستیم مانند کیسه هوایی روی یک دستگاه اکسیژن برخی دیگر انفجار بزرگ را به چیزی به اسم خلا کاذب یا یک میدان عددی یا انرژی خلا نسبت می دهند کیفیت یا چیزی که باعث بوجود آمدن مقدار ناپایداری در آن هیچی شده وجود دارد اینکه بتوان چیزی را از هیچ بدست آورد غیر ممکن است.
اما اینکه زمانی هیچ چیز وجود نداشته ولی اکنون یک کائنات وجود دارد دلیلی بر این مدعاست که چنین چیزی شدنی است.این امکان وجود دارد که کائنات ما صرفا بخشی از چندین کائنات بزرگتر باشد برخی با ابعاد متفاوت و انفجار های بزرگ در همه اینها رخ داده است.
با این احتمال پیش می رود که زمان قبل از انفجار بزرگ روی هم شکل های دیگری داشته است شکل های بس بیگانه تر از آنچه قابل تصور باشد و انفجار بزرگ یک مرحله انتقالی است که در آن کائنات از شکلی که برای ما قابل درک نیست به شکلی که برای ما قابل درک تر است تبدیل می شود.

دکتر آندری لیند کیهان شناس در دانشگاه استنفورد به روزنامه نیویورک تایمز گفت:((این ها مسائلی بسیار نزدیک به مسائل مذهبی هستند.
نظریه انفجار بزرگ نه به موضوع انفجار بلکه به چیزهایی که پس از انفجار رخ داده است البته نه خیلی پس از انفجار.دانشمندان با انجام محاسبات بی پایان و مشاهده فعل و انفعالات دقیق درون دستگاه های شتاب دهنده به این نتیجه رسیده اند که در زمان 10 به توان -43 ثانیه کائنات به قدری کوچک بود که برای مشاهد و پیدا کردنش باید از میکروسکوپ استفاده کرد.
رابرت دایک در نظریه انبساطمی گوید:کائنات در کسری از یک ثانیه پس از سپیده دم آفرینش ناگهان چنان دچار گسترش خارق العاده و ناگهانی شد یعنی عملا به همراه خودش سرعت گرفت و ابعادش در هر 10به توان -34 ثانیه دو برابر شد کل این واقعه ممکن است در چیزی بیش از 10 به توان -30 یعنی یک میلیون میلیون میلیون میلیون میلیونیم ثانیه به درازا نکشد ولی آن را به چیزی دست کم 10,000,000,000,000,000,000,000,000,000 بار بزرگتر تبدیل کرد.

آنچه از دیدگاه ما خارق العاده می سازد نظم از کار آمدن چنین کائناتی است اگر شکل کائنات به اندازه نوک سوزن با شکل کنونی آن تفاوت پیدا می کرد اگر جاذبه به مقداری کمتر یا بیشتر بود اگر سرعت گسترش مائنات مقداری بیشتر یا کمتر بود امکان نداشت که ماده و عناصر پایدار پدید بیایید و ما و شما امروز بروی این کره خاکی وجود داشته باشیم.

دو معجزه دیگر نیز در هنگام بیگ بنگ رخ داده که دانشمندان اتئیست از جواب دادن به آن عاجز هستند.

ماده و ضد ماده همیشه به مقدار برابر تولید می شوند و در صورتی که در انفجار بزرگ مقدار ضد ماده و ماده با هم برابر بود جهان شکل نمی گرفت ولی در انفجار بزرگ ضد ماده شانزده دقیقه به دام افتاد و مقدار ماده تولید شده از ضد ماده بیشتر بود!

بر طبق قوانین ترمودینامیک همیشه همه انفجارها به سوی بی نظمی می روند ولی انفجار بزرگ تنها انجفاری بود که بطور منحصر به فرد به سمت آفرینش و نظم رفت!