X
تبلیغات
مـــــــــــــــــــــــلكوت اعـــــــلي
مـــــــــــــــــــــــلكوت اعـــــــلي

عـ ـ ـاشــــ ـــــ ــــ ـــق سرگشتـــــــ ــــ ــــــه و پنــــــــ ــــــــ ـــــــــــ ــــــــهان


                                    

به نام خداوند رحمان پاک

که از عشق آورد ما را ز خاک

                 

              

                      

                                   

                                              

                                                                      

                                                                            

                    

                  


                    


                  


                           


برگ در انتهای زوال می افتد!


و سیب در انتهای کمال!


بنگر که چگونه می افتی؟!


چون برگی زرد...


یا سیبی سرخ...


؟!!...


از عين علي، عروج ما معتبر است                     وز لام علي لسان ما پر گهر است

 

آنكس كه ندارد خبر از ياي علي                    از هستي خود در اين جهان بي خبر است

یا علی


                               

پنجشنبه 1389/12/19  توسط ترنم  |

 

این درگه ما درگه نومیدی نیست !!!!!!!!!!!!

http://i9.tinypic.com/62hs4uo.jpg

دلـــــت را خــــانه ما کن مصــــفا کردنش با من


به ما درد خود افشا کن مــــــداوا کردنش با من


بیاور قـــــــطره اشکی که من هستم خریدارش


بیاور قــــــــطره اخـــلاص دریــــــــا کردنش با من


به ما گو حاجت خود را اجابت می‌کنم آنـــــــــی


طلب کن هرچه می‌خواهی مهیا کردنش با من


اگر گـــــم کرده ای ای دل کـــلید اســــتجابت را


بیــــــا یک لحـــظه با ما باش پیدا کردنش با من


اگر عـــــــــمری گنه کردی مشو نومید از رحمت


تو تــــــوبه نــــامه را بنویس امضا کردنش با من



http://www.aftabir.com/articles/art_culture/literature_verse/images/495ed9ea1ee8c6f24652b74ad017476f.jpg


جمعه 1392/02/27  توسط ترنم  |

 

دیدار پیر زن با خدا

http://www.askdin.com/attachments/4457d1280668759-m6.jpg

پیرزنی در خواب , خدا رو دید و به او گفت :

((خدایا من خیلی تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟ ))

خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت .

پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد.

رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود پخت.

سپس نشست و منتظر ماند.

چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد .

پیر زن با عجله به طرف در رفت آن را باز کرد پیر مرد فقیری بود .

پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد

پیر زن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.

نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا در آمد. پیر زن دوباره در را باز کرد.

این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد .

پیر زن با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به خانه بر گشت

نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا در آمد .

این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذا بخرد .

پیر زن که خیلی عصبانی شده بود با داد و فریاد پیر زن را دور کرد.

شب شد ولی خدا نیامد پیرزن نا امید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید .

پیرزن با ناراحتی گفت:

((خدایا مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی اومد ؟))

خدا جواب داد :

(( بله من سه بار آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی))




همه شب نماز خواندن،همه روز روزه رفتن


همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن


زمدینه تا به کعبه سر وپا برهنه رفتن


دو لب از برای لبیک به گفته باز کردن


شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن


ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن


به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن


ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن


به حضور قلب ذکر خفی و جلی گرفتن


طلب گشایش کار ز کارساز کردن


پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن


گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن


به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن


ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن


به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد


که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن


به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد


که به روی نااميدي در بسته باز کردن


 

"شیخ بهایی"



چهارشنبه 1392/02/25  توسط ترنم  |

 

زاهد خودبین

عاشق نشدي زاهد، ديوانه چه مي داني؟
در شعله نرقصيدي، پروانه چه مي داني؟
لبريز مي غمها، شد ساغر جان من
خنديدي و بگذشتي، پيمانه چه مي داني؟
يك سلسله ديوانه، افسون نگاه او
اي غافل از آن جادو، افسانه چه مي داني؟
من مست مي عشقم، بس توبه كه بشكستم
راهم مزن اي عابد، ميخانه چه مي داني؟
عاشق شو و مستي كن، ترك همه هستي كن
اي بت نپرستيده، بتخانه چه مي داني؟
تو سنگ سيه بوسي، من چشم سياهي را
مقصود يكي باشد، بيگانه چه مي داني؟
دستار گروگان ده، در پاي بتي جان ده
اما تو ز جان غافل، جانانه چه مي داني؟
ضايع چه كني شب را، لب ذاكر و دل غافل
تو ره به خدا بردن، مستانه چه مي داني؟ 


شهادت امام هادی رو خدمت شیعیان عزیز تسلیت عرض میکنم


راهش پر رهرو


التماس دعا


یاعلی


دوشنبه 1392/02/23  توسط ترنم  |

 

بیا و یک جمله تاکیدی مثبت برای خودت انتخاب کن



1-چون با خدا همراهم از هیچ چیز نمی هراسم
2- من جاذب ثروت ها و دارایی ها هستم
3- در آنچه برای من اتفاق می افتد خیری نهفته است
4- به هر چه بیندیشم در زندگی خود خلق می کنم
5-من به والدین خود همواره محبت میکنم
6-زندگی پر است از فرصتها ومن هر فرصتی را به ثروتی تبدیل میکنم
7- پول و ثروت در حال حرکت به سوی من است
8- زندگی من یک موهبت الهی است
9- من یقینا برای هر موقعیت عالی شایستگی دارم
10- نعمت خداوندی برای همه فراوان است از جمله من
11- همیشه مراقب روحیه و سلامتی خود هستم
12- من انسان منظمی هستم
13- من در مقابل مسائل زندگی چون کوه استوارم
14- خدا مظهر عشق است و مرا عاشقانه دوست دارد
15-من ذهن خود را از بند گذشته رها می سازم
16- من اعتماد به نفس کامل دارم و توانایی های خود را باور دارم
17- ضمیر ناخود آگاهم پاسخ همۀ مسائلم را دارد
18- من از روی عشق و صمیمیت با دیگران کار میکنم
19- قدرت خلاقیت من همواره ایده ها و ابتکارات جدید به ذهنم می رساند
20- من پذیرای راههای جدیدی برای بهبود زندگیم هستم
21-من به نیاز انسانهای دیگر توجه دارم
22- من انسانی آرام و با نشاط و سر زنده ام
23- خداوند کائنات را در جهت ارادۀ من هماهنگ می کند
24- در هر شرایطی آرامش خود را حفظ می کنم
25- من قدرت بیکرانی دارم و هر کاری را که اراده کنم انجام می دهم
26- نرمی کلید موفقیت است
27- لبخند چهرۀ مرا زیباتر می کند
28- او که حافظ مراد دل من است هرگز نخواهد خوابید
29- من به شم و حس باطن خود اعتماد دارم
30- من به آینده زیبایی که در انتظارم است ایمان دارم
31- خداوند به من نزدیکترین است و همیشه حامی من
32- من توانا هستم چون از روح از قادر متعال در من دمیده شده است
33- من همۀ انسانها را دوست دارم
34- همواره بر ضمیر ناخود آگاه خود نقش شادی و امید می نشانم
35- من همیشه از پیشرفت و رفاه مردم خوشحال می شوم
36- من انسان قدرتمندی هستم
37- روز به روز بر جسم و روح خود تسلط بیشتری می یابم
38- من از هوش بیکران و الهی خود کمک می گیرم
39- تجربه های زندگی مرا بسوی موفقیت های بزرگ هدایت می کند
40- پیوسته در ذهن خود تصویر نعمت و فراوانی را مجسم می کنم
41- من خود را میبخشم
42-من اکنون بیش از هر زمان دیگر احساس خوشبختی  می کنم
43-من به زندگی عشق می ورزم
44-من آینده ای درخشان و با شکوه دارم
45-همه جا خدا یار و نگهدار من است
46- خانۀ من کانون عشق و آرامش است
47- من فردی کاملا خوش نیت و خوش اخلاق هستم
48- من همه را می بخشم و خود را رها می سازم
49- من با صداقت و صمیمیت نزد دیگران محبوب می شوم
50- من  یقین دارم که آرزو هایم به وقوع می پیوندد

دوشنبه 1392/02/23  توسط ترنم  |

 

فلک کور است


http://jananesho.persiangig.com/image/light-in-the-dark.jpg

فلک کور است ، دلم شوریده در شور است

صدای خنده و آواز می آید . زکوی دلبرم امشب صدای ساز می آید

دلم بی وقفه می لرزد. نمی دانم چرا تنگ است و می ترسد؟

قدم لرزان به سوی کوچه می آیم

دو دستم را به روی یکدیگر با حرص می سایم

خدایا ترس من از چیست؟

عروس جشن امشب کیست؟

صدای همهمه با ورود شیخ عاقد میشود خاموش…

صدای شیخ می آید :

عروس خانم وکیلم من؟

جوابم ده وکیلم من؟

صدای آشنایی بله می گوید و مردم یکصدا با هم مبارک باد می گویند

خدای من صدای اوست!!!

صدای آشنا از اوست!!!

دلم در سینه می افتد برای مدتی ساکت برای مدتی خاموش…………………

صدای نعره ام در کوچه می پیچید

خدای من مبارک نیست.مبارک نیست

بگوئیدم دروغ است آنچه بشنیدم

بگوییدم دروغ است آنچه فهمیدم

نگار من عروس جشن امشب نیست

ولی ناگه صدای نعره ام در ساز می میرد

داماد شاد و خندان از نگارم بوسه میگیرد

فلک کور است زمین و آسمان کور است

خدای من! خدای مهربان من؟

چه کس گوید این سان، ساکت و آرام بنشینی؟

اگر مردم نمی دانند، تو که نادیده می دانی

همین دختر که امشب بله می گوید

عروسی را که امشب عاشقانه ره به سوی حجله می پوید

قسم می خورد عروس ماست

عروس حجله گاه ماست

کجا رفت عهد و پیمانش؟؟؟

کجا رفت آن قسم هایش؟؟

یعنی عهد و پیمان هیچ؟؟

وفا و عشق و ایمان هیچ؟

قسم ها اشکها، سوگندها، حتی خدا هم هیچ…؟؟؟

عجب دارم چرا یارب تو خاموشی؟

چرا بر خاطر این دل نمی جوشی؟

وگرنه کی خدا این صحنه را بیند و خاموش بنشیند؟

آهای مردم!

شما هرگز نمی دانید


عروسی را به سوی حجله می رانید

که تا دیروز نگارم بود، همین دیشب کنارم بود

جهانم بود،تمام کشت و کارم بود

در آغوشش قرارم بود بهارم بود

نمی دانم چرا جغدان به روی بام من امشب نمی خوانند

مگر شومی تر از امشب چه می خواهند؟

پس چرا این آسمان امشب نمی بارد؟

پس چه می خواهد؟!؟

دلم رنجور و ویران است

نگارم شاد و خندان است

در و دیوارشان امشب چراغان است

درون حجله گاهش بوسه باران است

خدایا دگر جز مرگ هیچ نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم……

من امشب از خودم از عشق از این دنیا که هیچش اعتباری نیست بیزارم

من امشب سخت بیمارم

رفیقان باده بازآرید مرا تنهای تنها با غم و اندوه بگذارید



پنجشنبه 1392/02/19  توسط ترنم  |

 

10 راه زندگی عالی


10 راه عالی برای به چنگ آوردن زندگی و شروع به زیستن در آن به شما معرفی می کنیم.


http://dl.clip2ni.com/h/pics/18157200136191219153.JPG

1. برای طلب کردن زندگی به خودتان اجازه دهید. درست است، اجازه بدهید. شما تنها کسی هستید که می تواند تصمیم بگیرد که مسئول زندگیش باشد. بااینکه شاید به نظر برسد نباید اینکار را بکنید، اما این ویرایشگرهای درونیتان، آن ضبط صوتی که مدام بایدها و نبایدها و قوانینی که به شما تعلق ندارد را به شما گوشزد می کند را خاموش کنید.


http://www.ido.ir/myhtml/article/1387/m05/13870508061.jpg


2. زندگی کردن را برای خودتان تعریف کنید. به آن اندازه ای که به نظر می رسد سخت نیست. فقط کافی است خودتان را در پایان زندگیتان تصویر کنید که به عقب نگاه می کند. دوست دارید در آن زمان خودتان را چطور توصیف کنید؟



http://bia2mob.net/uploads/posts/2012-10/1350324554_56803950885034239302.jpg

3. دست از زندگی کردن در آینده بردارید. هر زمان که گفتید "یک روز" یا "هر زمان وقت کردم اینکار را می کنم"، از خودتان بپرسید، "چرا الان نه؟" به این جمله فکر کنید: "همیشه می خواستم اما هیچوقت اینکار را نکردم." کارهایی که همیشه دوست داشتید را انجام دهید، همین امروز، همین الان. هر روز صبح زندگیتان را انتخاب کنید. هر روز برای انجام کاری در آن روز برنامه ریزی کنید که احساس زنده بودن به شما دست دهد.



http://khabarfam.com/images/2013/01/19040.jpg

4. دور و اطرافتان را با آدم هایی پر کنید که از زندگی کردن لذت می برند. آنها مطمئناً فهمیده اند چطور باید زندگی کنند و از زندگی کردن لذت ببرند. چرا نباید با این آدم ها بگردید؟



http://psychology.harferooz.com/photos/images/74935.jpg

5. ناراحتی، درد و عصبانیتتان را زمین بگذارید. حمل کردن آنها با خودتان فقط زندگیتان را سخت تر می کند و نمی گذارد از زندگی لذت ببرید. هیچ فایده ای برایتان ندارد و همه خوشبختیتان را هم می دزدد.



http://axgig.com/images/70069709350434493487.jpg

6. بگذارید بازنده ها برنده شوند. درمورد چیزهایی که برایتان اهمیت ندارند بحث نکنید، مگراینکه واقعاً تهدیدی برایتان تلقی شوند. بگذارید کسانیکه چیزی برای ثابت کردن دارند آنچه که لازم دارند را اثبات کنند. چرا باید زندگیتان را در تلاش برای درست کردن اشتباهات آنها هدر دهید؟



http://forum.hammihan.com/user_images/05_04_2013/45044.png

7. انرژی تولید کنید. ببخشید و دوست داشته باشید بعد نتیجه گیری کنید. اکثر نتیجه هایی که به آن می رسیم نه تنها اشتباه هستند بلکه منفی اند. نتیجه گیری های منفی ما را به حالت دفاعی می کشاند. قرار گرفتن در حالت دفاعی زندگی کردن نیست. پنهان شدن از آن است.



http://axgig.com/images/73366035732193428673.jpg

8. نشانه های فیزیکی زمانی که رابطه مغز و قلبتان قطع می شود را بشناسید. وقتی برای خودمان افسوس می خوریم یا نسبت به احساسات دیگران کور می شویم خودمان می فهمیم. می توانیم به یاد بیاوریم که وقتی بدرفتاری کردیم چه حس فیزیکی داشتیم. باید این نشانه ها را بشناسید تا بتوانید آن رفتارها را متوقف کنید.



9. ریسک های کوچک کنید که به طرق مختلف مرزهایتان را گسترده تر می کند. لذت زندگی در یاد گرفتن چیزهایی است که با مهارت های ما در ارتباط است. وقتی کمی از نظر عقلی، فیزیکی یا احساسی خودمان را گسترش می دهیم، رشد می کنیم. زندگی کردن یعنی رشد کردن. حتی تک تک سلول های شما این را می دانند.



http://www.parsnaz.ir/upload/54/0.119367001346230059_parsnaz_ir.jpg


10. برای افراد یا مکان هایی که برایتان مهم است ارزش قائل باشید و از آنها حمایت کنید. کار ما زندگی ما نیست. فقط بخشی از آن است. اجازه بدهید کسانیکه برایتان اهمیت دارند در اولویت زندگیتان باشند و به همه این را نشان دهید. شماره 1 و 2 را دوباره بخوانید.



چهارشنبه 1392/02/18  توسط ترنم  |

 

خدایا تو بهترینی



http://www.up.aghoosh.com/images/onlygod.jpg



زانوهامو بغل کرده بودمو نشسته بودم کنار دیوار

دیدم یه سایه افتاد روم

سرم رو آوردم بالا

نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم

تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد

گفت:تنهایی

 گفتم................
:آره

گفت:دوستات کوشن؟

گفتم: همشون گذاشتن رفتن

گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!

گفتم:اشتباه کردم

گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی

گفتم:نه

گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟

گفتم:بودم

گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟

گفتم:بردم، همین الان بردم

گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت سختی

گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم)

-سرمو انداختم پایین-گفتم:آره

گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش

گفتی:ببخشم؟

گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری

گفتی:نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟

تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم

گفتم:فقط شرمندتم

گفتی:حالا چرا تنها نشستی؟

گفتم:آخه تنهام

گفتی:پس من چی رفیق؟

من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت

من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن

اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو


من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،

همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی

اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم

دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو انداختم بغلت،زار زدم،گفتم غلط کردم

گفتم شرمنده ام،گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نکن که تو خودم گم بشم

گفتم دوست دارم…

گفتم: داد می زنم تو بهترین رفیقیییییییییییییییی

بغلت کردم گفتم:تو بن بست رفیقی

 یک کلام،خدایا تو بهترینی...




سه شنبه 1392/02/17  توسط ترنم  |

 

بزن مطرب



بزن مطرب که امشب دلبرم مستانه می رقصد


بـت افسـونگـرم لب بــر لب پیمـانه مـی رقصـد


بـده ساقی شراب آتشین مست و خـرابم کن


کـه امشب دلـبرم در مجلس بیگـانه مـی رقصد



http://www.negarkhaneh.ir/UserGallery/2012/12/parnianenaghsh_21101333.JPG

شنبه 1392/02/14  توسط ترنم  |

 

خـــــــــــــــــــــــرد آدمــــــــــــــــی


http://uploadtak.com/images/n5739_0.jpeg

خرد ، آدمی را گرانبهاترین چیز است و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجوید ، چه دانشور سرور سروران است و اگر از آن هم بی بهره بود باید دلیر باشد و در میدان نبرد بی باک باشد تا در نظر پادشاه گرامی و پیوسته شاد و فرمانروا باشد و اگر این نیز نداشت دیگر درخور زنده ماندن نیست و بهتر است که مرگ وی را دریابد .


بزرگمهر

جمعه 1392/02/13  توسط ترنم  |

 

تیشه به ریشه مزن




تیشه را برداشتی بر ریشه ی خود می زنی


از برای قطع نفس خویش کار تیشه کن


دل بر این زیبا عروس حجله ی هستی مبند


چون علی اورا رها کن راه حق را پیشه کن


دشمنی باکس مکن با دوستان یکرنگ باش


شیر باش و روبهان را تارو مار از بیشه کن


ساربان مرگ است ودارد کاروان عزم رحیل


تا نرفتی تیشه ای از بهر خود اندیشه کن


بشنو از (ژولیده)وژولیدگان یار باش


تا توانی خدمت خلق خدا را پیشه کن

پنجشنبه 1392/02/12  توسط ترنم  |

 

گوشه ه‏اى از زندگانى حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)



http://www.uploadtak.com/images/s654_1323836557.jpg

- در بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثت، از صلب پيامبر اكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- و از رحم پاك و مطهر خديجه، دخترى پا به عرصه وجود نهاد، دخترى كه همتاى على (ع)، سرمنشأ و ريشه سلسله امامت و ولايت، و الگوى تمامى مؤمنين و موحدين است .


در يكى از ملاقاتها كه بين پيامبر و جبرئيل صورت گرفت، امين وحى الهى عرض كرد: اى محمد! خداوند على اعلى به تو سلام مى‏رساند و امر مى‏نمايد كه چهل روز از خديجه دورى كنى! آن حضرت 40 روز به خانه خديجه نرفت .
روزها را روزه گرفت و شبها را به عبادت حق تعالى مشغول بود و در اين مدت، در خانه فاطمه بنت اسد به سر مى‏برد و هر شب، هنگام افطار، به على (ع) امر مى‏فرمودند در خانه را باز كنند تا هر كه مى‏خواهد داخل شود و از غذاى حضرت تناول كند .

پس از گذشتن مدت مقرر، جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خداوند على اعلى سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد: براى تحفه و كرامت من آماده باش! آنگاه ميكائيل طبقى از ميوه‏هاى بهشتى را فرود آورد .
در آن شب، پيامبر (ص) به على (ع) فرمود تا در منزل را ببندند؛ زيرا خوردن اين غذا بر غير نبى خاتم (ص) روا نبود .
آنگاه پيامبر از آن غذا و آب تناول فرمودند و در آن شب، نطفه بهترين زنان جهان منعقد شد .
چون زمان ولادت فرا رسيد و خديجه درد زاييدن را احساس كرد، از زنان قريش و بنى هاشم، كسانى را طلبيد تا به كمك او بيايند .
اما آنان كه مى‏ديدند ثروتمندترين زن مكه، بلكه حجاز، به ازدواج فقيرترين مرد، آن هم مردى كه سنتها را در هم مى‏شكند درآمده است، از او دورى كردند و پيغام دادند: تو به سخنان ما توجهى نكردى و همسر يتيم ابوطالب شدى كه هيچ ثروتى ندارد؛ ما را با تو كارى نيست! خديجه غمگين و افسرده شد! اما طولى نكشيد كه چهار زن داخل خانه شدند .
خديجه ترسيد، ولى يكى از آن زنان او را به آرامش دعوت كرد و گفت: نترس كه ما فرستادگان خداوند هستيم و براى كمك به تو آمده‏ايم .
من، ساره همسر ابراهيم هستم .
اين، آسيه دختر مزاحم و رفيق تو در بهشت است .
اين يكى مريم، دختر عمران و آن ديگرى كلثوم، دختر موسى بن عمران است .
آنگاه يكى سمت راست، ديگرى سمت چپ، سومى مقابل خديجه و چهارمى بالاى سر ايشان نشست و با كمك آنان، نوزاد متولد شد .
يكى از آنان نوزاد را با آب بهشتى شست و در جامه‏اى پيچيد و او را به سخن درآورد .
نوزاد به اذن خداوند به سخن درآمد و گفت: أشهد أن لا إله إلا الله و أن أبى رسول الله سيّد الأنبياء و أن بعلى سيّد الأوصياء و ولدى سادة الأسباط: گواهى مى‏دهم كه هيچ معبودى غير از خداوند نيست و پدرم، رسول خدا و سرور پيامبران است و شوهرم سرور اوصيا و جانشينان پيامبران و فرزندانم سرور فرزندان هستند .

از امام صادق- عليه السلام- روايت شده است كه فاطمه زهرا (س) نزد حق تعالى نه نام دارد: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، و زهرا .
آن حضرت در خانه نبوت و رسالت رشد و نمو كرد، از شير طهارت نوشيد و دست و بازوى پدر بزرگوار خود گرديد تا جايى كه به واسطه شدت غمخوارى او براى پدر، به ايشان لقب ام ابيها دادند، يعنى مادر پدرش .
پيامبر اكرم- صلى الله عليه وآله- هم با گفتار و هم با عمل مراتب فضل و كمال دختر خود را به مردم نشان مى‏دادند .
هرگاه از سفرى برمى‏گشتند، ابتدا به منزل فاطمه زهرا- عليهما السلام- وارد مى‏شدند و مدتى مى‏نشستند، سپس به منزل خود مراجعت مى‏نمودند .
رواياتى كه در فضل آن حضرت نقل شده است، (چه در كتب اهل سنت و چه كتب اماميه) بسيار زياد است، از جمله اينكه فرمودند: فاطمة بضعة منى؛ يؤذينى ما آذاها و يريبنى ما أرابها: فاطمه پاره تن من است؛ هر كه سبب آزار او شود، مرا آزرده و هر كه به او بدى رساند، به من بدى رسانده است .

و فرمودند: يا فاطمة! إن الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك: فاطمه جان! خداوند به خاطر خشم تو، خشمگين مى‏شود و به خاطر خشنودى تو، خشنود مى‏گردد .
همچنين در فضيلت آن حضرت، آياتى نيز نازل شده است كه مرحوم سيد عبدالحسين شرف‏الدين آن آيات را در كتاب خود، موسوم به الكلمة الغرّاء فى تفصيل الزهراء (ع) آورده است .
حضرت فاطمه زهرا (س) بنا به روايتى در اول ذى حجه سال دوم هجرى با امير مؤمنان، على (ع) ازدواج كردند .
گرچه افراد ديگرى نيز خواستار اين ازدواج بودند، ولى پيامبر (ص) در اين باره منتظر وحى الهى بودند و سرانجام به اذن پروردگار، دختر خود را به نكاح على (ع) درآوردند .
حاصل اين وصلت فرخنده، دو فرزند پسر يعنى امام حسن مجتبى و امام حسين- عليهما السلام- و دو دختر به نامهاى زينب- سلام الله عليها- و ام كلثوم است .
نسل ائمه نيز از امام حسين- عليه السلام- به وجود آمدند .
زندگانى خانوادگى حضرت، با كمال توافق و مهربانى توأم بود .
كار بيرون از منزل به عهده على (ع) و كار داخل منزل به عهده حضرت زهرا (س) بود .
پس از مدتى فضه را نيز به عنوان خدمتكار به جمع خود پذيرفتند و كارهاى خانه بين آن دو نفر تقسيم شد .
بنا به سفارش پيامبر (ص)، حضرت زهرا (س) هيچ‏گاه در خانه، از شوهر خود تقاضايى نكردند و همواره در سختيها و ناملايمات صبر و بردبارى پيشه مى‏كردند و هرگز از سختيهاى زندگى گله و شكايتى ابراز نداشتند .
به‏يقين مى‏توان گفت يكى از برجسته‏ترين صحنه‏هاى زندگى سياسى - اجتماعى آن حضرت، دفاع از حريم امامت و ولايت بود .
پس از رحلت پيامبر (ص) عده‏اى در محلى بنام سقيفه اجتماع كردند و ادعا كردند پيامبر رحلت كرد و براى پس از خود جانشينى باقى نگذاشت؛ لذا با ابوبكر بيعت كردند .
مهمترين مانع بر سر راه تحكيم امر بيعت، اين بود كه اين مسأله مورد موافقت اهل بيت- عليهم السلام- نبود؛ لذا به پيشنهاد عمر بن خطاب، قنفذ را (كه مردى خشن بود) به خانه على (ع) فرستادند تا از ايشان بيعت بگيرد؛ ولى آن حضرت خواسته آنان را اجابت نكرده، از منزل خارج نشدند .
عمر دستور داد تا قنفذ بدون اجازه داخل منزل شود؛ ولى اين بار فاطمه زهرا (س) مانع شدند .
سپس عمر خود به منزل آمد .
بين او و فاطمه زهرا (س) سخنانى رد و بدل شد .
به دستور وى، پشت در خانه هيزم جمع كردند و تهديد كرد كه اگر على (ع) خارج نشود، خانه را آتش خواهد زد .
پس از گفت و گوهايى كه صورت گرفت، در خانه را آتش زده، به زور وارد شدند و حضرت على (ع) را به مسجد بردند .
بنا به نقل مورخين، در اين واقعه چون در خانه را به زور باز كردند، حضرت زهرا- سلام الله عليهما- بين در و ديوار قرار گرفته، بسختى مجروح شدند و فرزندى كه در شكم داشتند سقط شد و قنفذ نيز ضربه‏اى سخت به بازوى حضرت وارد آورد .
 


میلاد با سعادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه صدیقه و روز گرامیداشت مقام مادر و زن رو خدمت همه عاشقان تبریک عرض میکنم

سه شنبه 1392/02/10  توسط ترنم  |

 

اندیشه




ساعتی ای دل بیا در کار خود اندیشه کن


بگذر از ما ومنی با حق رفاقت پیشه کن


تا شوی آگه تو از بی مهری دنیا ی پست


عمر خود را لحظه ای تشبیه سنگ و شیشه کن

یکشنبه 1392/02/08  توسط ترنم  |

 

10 نکته درباره آرامش




http://www.aftabir.com/lifestyle/images/f9fd6faa847de4bd91570154ff588ee0.jpg


1 . لبخند همه عضلات صورت را آرام می کند و زنجیره ای از واکنش های عصبی را کنار می زند و موجب می شود که احساس لذت بخشی پیدا کنی (احساس آرامش) .


2 . چرا نگاه کردن به ماهی ها آرامش بخش است؟ برای آن که ماهی ها، آرام حرکت می کنند و مهم تر از آن، آرام تنفس می کنند و نگاه به آن ها، مثل نگاه کردن به منظره دریاست .


http://www.asemoni.com/img/The-best-time-for-running-and-weight-loss.jpg


3 . برای آرامش بدوید! دویدن و پیاده روی، هر دو از پادزهرهای واقعی مقابله با فشارهای عصبی اند . کار ساده ای است و آموزشی خاص نیز لازم ندارد و شما در دویست متر اول، متوجه تاثیرات مطلوب آن خواهید شد .


http://www.aliweblog.com/archives/images/numb-thumb.jpg



4 . به صدای تنفس خود توجه کنید; وقتی در حال ورود به جهنم عصبانیت هستید، چند لحظه به صدای دم و بازدم خود خوب و دقیق گوش فرا دهید و بدانید وقتی واقعا صدای تنفس خود را می شنوید، آرامش از شما چندان دور نیست .


http://www.alzahra.nahad.ir/uploads/38823_wallpaper400_18400.jpg

5 . اگر تمرین دست یابی به آرامش را در یک جای خاصی مثل نیمکت یک پارک یا یک صندلی راحتی انجام می دهید، خیلی زود ضمیر ناخودآگاه شما عادت می کند و احساساتی آرام بخش، شما را با آن جای خاص مرتبط کند . فقط و فقط به آن مکان خاص روی آورید و آرامش را به دست آورید .


http://www.novinfun.com/wp-content/uploadz/Facial-Massage-Step-64.jpg

6 . پیش از این، وقتی تحت فشار روحی قرار می گرفتید، به طور ناخودآگاه ابروان خود را مالش می دادید; اما از این به بعد، کاملا آگاهانه این کار را انجام دهید; زیرا طبق اصول طب فشاری، نقاط آرامش بخش ما روی ابروان قرار دارد و با مالش دادن آن ها به طرف داخل، آرامش به ما بر می گردد .



7 . نگرانی های خود را بنویسید; جای شگفتی است که چطور بسیاری از نگرانی های شما رفع می شود; وقتی آن ها را روی قطعه ای کاغذ می نویسید . آن گاه امکان وقوع آن ها را بررسی کنید; خواهید دید که از هر ده مورد نه مورد آن نامحتمل است .


8 . مهم نیست چه اعتقادی دارید; مکان های مذهبی مانند معابد و مساجدیا مکان هایی عمومی مثل یک پارک کنترل شده که تمیز باشه جاهایی فوق العاده آرامش بخشی هستند . یک گوشه را انتخاب کنید و بنشینید و مجذوب فضای پرآرامش و پرسکونی شوید که از این مکان می تراود .



9 . اگر می خواهید احساس آرامش داشته باشید، میوه و سبزیجات تازه بیشتر مصرف کنید و رژیم غذایی خود را تعدیل نمایید .




10 . آرامش جویی را از بچه ها بیاموزید; آنان هر لحظه با شادی کوچکی، شاد می شوند; سعی کنید چنین باشید و حتما می توانید .

یکشنبه 1392/02/08  توسط ترنم  |

 

خنده به نیشخند روزگار





دعا معمولا تنها راه مقابله با بعضی مشکلات غیر قابل حل است.





راهت را به سوی خوشبختی لمس کن...





روحت را پروش بده به ذهنت آرامش بده


جمعه 1392/02/06  توسط ترنم  |

 

 



من بنده ي آنم كه ببوسد دهن تو
وز هر دهني نشنود الا سخن تو
انديشه ي مردم همه از شور قيامت
تشويش من از قامت عاشق فكن تو
شايد كه شود رنگ به خون دل شيرين
هر تيشه كه بر سنگ زند كوهكن تو
نرگس بيمار تو گشته پرستار من
تا چه كند اين طبيب با دل بيمار من
خفته ي بيدار گير گر چه نديدي ببين
چشم پر از خواب خويش ديده ي بيدار من
هر چه لبم بوسه زد گندم خال تو را
يك جو كمتر نشد خواهش بسيار من


×××××××××××××××××××××

الهی ای چراغ خانه ی دل


توئی روشنگر کاشانه ی دل



تویی دلدار مسکین دو عالم

خداوند جهان و عشق آدم



نباشد جز من در هر هوایت

ندارم آرزویی جز رضایت



پناهم ده ز روز دور گشتن

نجاتم ده ز عیب کور گشتن



الهی ای نوای بی نوایان

مرا از شر شیطان دور گردان



ندارم جز تو محبوبی به دوران

در رحمت ز منت یا رب مگردان



الهی ای پناه بی پناهان

ترحم کن بخیل مستمندان



پناهی ده کریما بی پناهم

نوازش کن ز رحمت رو سیاهم



کریما من اسیر عشق رویت

به پروازم به پر دل بکویت



ألا ای اقرب از حبل وریدم

جز تو یاری در عالم ندیدم



ألا ای مونس شبهای تارم

توئی عشق من و یاد یارم



الهی ای فروغ قلب غمناک

مرا از آلایش عصیان نما پاک



مکن نومیدم از دیدار کویت

ز دل بگشا رهی ای جان به سویت



تو وصلت را الهی حاصلم کن

عنایت بر من شرمنده ات کن



بگردانم نسیم خاک کویت

بده توفیق پروازم به سویت





شاعر : حسین مظاهری کلهرودی

****************************

وصيت ميكنم وقتي كه مردم

كنار عاشقان خاكم نماييد

به جاي سنگ بر روي مزارم

درخت بيد مجنونم بكاريد

بنويسيد بر روي آن

دلي خسته

بشكسته

دست از جهان شسته

***********************

خاك ميخواندمرا هر دم به خويش

ميرسند از ره كه در خاكم نهند

آه شايد عاشقانم نيمه شب

گل به روي گور غمناكم نهند






 

آسمان دفتری تنها
زمزمه های دلتنگی
تصویر گل
میعاد عاشقانه
بابا حیدر مدد
نامه جرم
پناهندگی کبوتر به حضرت علی (ع)
حافظ شیرین سخن
فراق
شب قدر
حکیم ابولفتح
تمرد جهان
نشان بی نشان
نفس
بارش پنجره ها
من کیستم
گنبد جبلیه کرمان
پرنده مهجر
ترانه ترنم در رسم رفاقت
طومار گریه
گیاه اسطوخودوس
تنهایت نمیگذارم تنهایم مگذار
من*تو*مرگ
غرور پاک
آخرین خم
هر کجا
امروز و فردا
بابای ترنم
تقدیر از دوستان بهتر از گل
دیگه برگشتی نداری
شعری از ترنم
من از خودم خسته شدمن
شعر حافظ شیرازی
وداع با یاران
دومین شعر ترنم
جمکران یادش به خیر
دنیای فرشته ها
دلیل عشق
خواص انجیر
اگر مانده بودی
غزلی از ابوالحسن ورزی
غزلی از حافظ شیرازی
دو سه حرف از پدر عشق
سفر
سومین شعر ترنم(یا هو)
سعادت و جاویدان
اثر زیاد خودن آب در کلیه ها
نوای عاشقانه صادقانه بارانه ترنم
حافظا باز بگو از دل غمساز بگو
چشم من دریاب ماتم من
پناه جستن به خدا
حافظا باز هم سخنی گو از دل بیقرارم
خواص زعفران
ماه شب
دل خسته(چهارمین شعر از خودم)
اللهم عجل لولیک الفرج
ای دل غافل مرا دریاب
آرامگه ناشناخته
زندگی
شعری از خودم به مناسبت روز مادر
دم رفتنم
مدد از خدا
دنیا اینجوری نمیمونه
بطن بی وفای من
حقیقت بی رنگ
شهر های عارفانه (غم دل)
بارانیـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ام
بیـــــــــــــــــــــــــ تــــــــــــــو
سوخـــــــــــــــــــــــــــتم به خـــــــــــدا
دو بیتی ها در مدح امیرالمومنین
بیایید تا با هم ، هم نوا شویم
درد دل با خدا
مدح علی ، علیا ، یا علی
خداوند جهان
علی گویم علی جویم
سهـــــــــــراب سپهری به سراغ من اگر می ایی
غم دل
مینویســـــم نامــــــه از بــــهر خدا
اذکار متبرکه
منـــــــــــ و غم دوریتــــــــــــــــــــــــــ
IP چیست ؟
قیصر امین پور
غصه نخور مسافر
شبی عمرم به پایان میرسد
به نام خالق غم و دل غمگینم
مرگ بهتر است
خزان من
چراااااا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
گاهی ...... نه همیشه خدا
غربت
خاک نشین ره میخانه
ای همیشگی ...
فروغ فرخ زاد
فروغ فرخ زاد *ای شب *
به گرد کعبه میگردی پریشان *همای*
توبه ها را بشکنید*همای*
رباعیات خیام
شک و تردید عشق
رهایی .....
باز ای الهه ناز
ای پریسا
حضرت حوا و مرد خاکی *سروده ترنم*
مناجات التائبین
من خدا را دارم
تنهام
چند کلامی را مینگارم
بی تو مهتاب شبی
الهی ای خدای من
آتش عشق
الهی یا الهی ای ایزد پاک
به نام خدای عاشق
عشق بیگانه حرام است مرا
عاقلانه بنگر عاشقانه بمان
only god
دنیا مال خودتان ما نخواستیم رفتیم
تلنگر
امشب
هر چند کوتاه اما
هرکجا - میشناسم من - الا ای رهگذر
طلبکار خدا
هوای عاشقان
مرد خدا
مناجات
زندگی آموزگار است
کام نجستیم و برفت
تومور مغزی
یک شبی مجنون نمازش را شکست
حکایت
تکامل رشد جنین تا به دنیا آمدنش
عاشقانه ها
پیغام گیر تلفن برخی شاعران ایرانی
خدا و موسی نبی
مطلوبترین سن بارداری
چند کلامی با هم
حکایت 3
اگه خدا اجازه بده
آتش عشق
همیشه شاد باشید البته اگه شد
زهره مزن
حکایت 4
دنیا جای خطرناکیست
آنکس درد داد دوا را نیز 1
اگه نون شب نداری غصه نخور
آنکس درد داد دوا را نیز 2
فریدون مشیری
آنکس درد داد دوا را نیز 3
زنده یاد آغاسی
آنکس درد داد دوا را نیز 4
عشق یا گدایی
آنکس درد داد دوا را نیز 5
حکایت 2
چند کلامی با هم 2
حکایت 5
آنکس درد داد دوا را نیز 6
چی شد ؟؟ چرا ؟؟
آنکس درد داد دوا را نیز 7
تنگ غروب
آنکس درد داد دوا را نیز 8
خدایا مرا ببخش
آنکس درد داد دوا را نیز 9
حکایت 6
آنکس درد داد دوا را نیز 10
خبری نیست ز وفا
آنکس درد داد دوا را نیز 11
بی وفا
آنکس درد داد دوا را نیز 12
اگه شد لحظه ای بخند
عید باستانی نوروز
همگام خنده در نوروز تا ...
سنگ تمام
عجب عیدی یا نحسی
سر خاکم
میشه خدا رو حس کرد
بشنو از پیر خرابان
نوای دل
برو ای یار
دعای عکاشه + شرح آن
شرمندم از خودم
سخن بزرگان علم و هنر
داستان ثروتمند بی پول
درد یه انسان
ظاهر نما
نــــــــــیست
کوتاه ترین داستان عشقی جهان
یگانه عشق خدایم
قیصر امین پور (1)
فروغ فرخ زاد (1)
وحشی بافقی (1)
خزان (1)
عید مبعث (1)
گلابی (1)
بادمجان (1)
گلپایگانی (1)
غصه نخور مسافر (1)
همای (1)
از خدا نخواستم تمام دنیا مال من باشه (1)
خدایا شکر (1)
ترنم باران (1)
ای عشق ای ترنم (1)
رباعیات خیام نیشابوری (1)
ای شب از رویای تو رنگین شده (1)
من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد (1)
من خدا را دارم (1)
عاشقانه و غمگین (1)
حکایت 2 (1)

 

این درگه ما درگه نومیدی نیست !!!!!!!!!!!!
دیدار پیر زن با خدا
زاهد خودبین
بیا و یک جمله تاکیدی مثبت برای خودت انتخاب کن
فلک کور است
10 راه زندگی عالی
خدایا تو بهترینی
بزن مطرب
خـــــــــــــــــــــــرد آدمــــــــــــــــی

 

92/02/22 - 92/02/31
92/02/05 - 92/02/21
92/02/08 - 92/02/14
92/02/01 - 92/02/07
92/01/22 - 92/01/31
92/01/05 - 92/01/21
92/01/08 - 92/01/14
92/01/01 - 92/01/07
91/12/22 - 91/12/30
91/12/05 - 91/12/21
91/12/08 - 91/12/14
91/12/01 - 91/12/07
91/11/22 - 91/11/30
91/11/05 - 91/11/21
91/11/08 - 91/11/14
91/11/01 - 91/11/07
91/10/22 - 91/10/30
91/10/05 - 91/10/21
91/08/05 - 91/08/21
91/08/08 - 91/08/14
91/07/08 - 91/07/14
91/07/01 - 91/07/07
91/06/22 - 91/06/31
91/04/22 - 91/04/31
91/04/05 - 91/04/21
91/04/08 - 91/04/14
91/04/01 - 91/04/07
91/03/22 - 91/03/31
91/03/05 - 91/03/21
91/03/08 - 91/03/14
91/03/01 - 91/03/07
91/02/22 - 91/02/31
91/02/05 - 91/02/21
91/02/08 - 91/02/14
90/11/22 - 90/11/30
90/11/05 - 90/11/21
آرشيو

 

 

♥ سایبان دل ♥
یا علی
شعرهاي ماندگار
تنهاترين پسر دنيا
فصل فاصله ها
راه نجات
وبلاگ كامپيوتر وارتباطات
هستم پس مي نويسم
dark boy
plz!dontforgetme
بازي سرنوشت من
جديد ترين sms ها و قشنگ ترين عكس ها
مقالات آموزشي و دانلود نرم افزارهاي كمياب
سرخ به رنگ عشق
باغ باران (اشعار رضا پارسي پور دامغاني)
عكس هاي عرفاني و متنهاي عرفاني
واليبال و زندگي
اخبار ورزشي در sport1
اخبار فوتبالي روز ايران و جهان
وبلاگ شخصی هادی عدومی خواننده نسل جوان
مبین و متین
kiss me
عاشقانه ها
درد عشق
عاشقانه هاي من براي تو
๑۩۞۩๑گفتگو ๑۩۞۩๑
عشق يا بهانه
هر چه میخواهد دل تنگت بگو
به جز خدا کسی نیست
گاه باران همه دغدغه اش باغچه نیست
علی اذرمهر
سرزمین عشق
دل شکسته
ماه من غصه نخور
☼▼کلبه ی تنهایی غریبه▼☼
زندگی بیماران هموفیلی در ایران
نوای عشق
*. ღ عاشقانه و داستان و ......*. ღ
شعر و احساس*شایان نجاتی*
ღღღرزღღღ
دختران
پلاک 110
عاشقانه ها
سومی ها - گلچین
هر چی دوس داری اسمشو بذار
بانوان
راز نهان
(¯`•._.•[ تنهایی و بیکسی ]•._.•´¯)
تلاشگران آموزش ابتدایی
یامَن اِسمُهُ دَوا وَ ذِکرُهُ شَفاء
۩۩ تـــــــــبــــــ♥ ســــــــــرد ۩۩
دهکده عشق
BARAN
نابخشوده
♠ ♥ ♦ ♣ عشق و جزا ♠ ♥ ♦ ♣
سنگ وشیشه
آرتمیس
من و این بیکران
ـ۞۞ּرنگین کلام►♥*•۩▓۩▬ּ ـ۞۞ּ♥
عشق گمشده
شـــــــــــــــــــیـــــــــــریـــــن
ღ✫واقعیت یک عشق✫ღ
ܓ ܓ حکایت ها و داستانهای آموزندهܓ ܓ
بیماران هموفیلی گیلان
روزگار نامرد
♥♥**((عشقـــــــ ♥ـــــــــم امیر))**♥♥
جملات حکیمانه و زیبا
مســــــافر جنــــوبی
برگی از جنگل سوخته
گفتار هُنرمندان راستین ؛ لئوناردو داوینچی ، لودویگ وُن بتهون ....... انجمن سرّی سکوت ؛ مه
ღ♥ღ♥ best-love ♥ღ♥ღ♥
ریزه میزه
هادی.ش
تامیتونی دل بدست بیارکولفرح
سعیدم
X تبلیغات فرشته نزدیک است
چشم انتظاری بیهوده ...
مهدی آخرتی
ای سید ما،ای مولای ما
***کرشمه***
هوای پاییزی
ღالهـــــه ے زیبایـــ ــ ـے ღ
آرزوهاي خيالي من
سرگرمی
من و تنهایی
هرکی هر نظری داره بیا اینجا

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ